حضرت حافظ فرموده اند:

خوش بود گر محک تجربه آید به میان

تا سیه روی شود هر که در او غش باشد

  
نویسنده : شیث ; ساعت ۸:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/٢۸
تگ ها :

 

من خوبم. بر می گردم به زودی. با اینترنت مشکل دارم. می دونم که خوانندگان زیادی اینجا سر می زنندنیشخند

  
نویسنده : شیث ; ساعت ٥:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/٢٧
تگ ها :

استراتژی

اگر دشواری یک کار برایمان آنقدر زیاد است که پیش رفتن و مبارزه کردن به زحمت بی لذتی تبدیل شود باید یا هدف را به کلی عوض کرد با موقتا در همان مسیر چیز نزدیکتری را هدف گرفت.

ساموئل باتلر

  
نویسنده : شیث ; ساعت ۱٠:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۱۳
تگ ها :

کریسمس مبارک!

مامان خانوم پارسال نیت کرده بودند که امسال برای تولد امام رضا آجیل مشکل گشا درست کنیم. خوشبختانه نتیجه‌ی مورد نظر هم حاصل شد و ما همگی دست به کار تهیه بسته‌های کوچیک آجیل شدیم. بعد اتمام کار به پیشنهاد مامان جان هر کدوم برای دوستانمون در شرکت هم چند بسته برداشتیم. مامان به من تاکید کرد که برای دوست مسیحی‌ات هم ببر. آجیلها رو که بردم اکثر دوستان همون روز در همون دقایق اول ترتیبش رو دادند. خیلی عادی بود براشون. همکار مسیحی وقتی آجیل بقیه رو دادم نبود. بعد که اومد، پیشش رفتم. براش یه توضیح کوتاه دادم که چی آوردم - البته خب می‌دونست چی هست- و بعد هدیه رو بهش دادم. خیلی خوشحال شد. بسته رو توی دو دستش گرفت و با محبت تشکر کرد. بعد هم اونو توی کیفش گذاشت.

چند روز بعد منو صدا کرد و گفت که هدیه اون روزم خیلی خوشحالش کرده و دوباره تشکر کرد. گفت که به طور خاص مجددا از مامان خانوم تشکر کنم که به یادش بوده‌‌اند. گفت نگه داشتمش برای شب کریسمس. گفتم: می‌خوای برات بازم بیارم؟ گفت نه!!!  اون یه هدیه‌ی خاص بود. خیلی خاص! و اشک تو چشماش حلقه زد.

کریسمس مبارک دوست خوبم! سال خوبی داشته باشی.

  
نویسنده : شیث ; ساعت ٦:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۱۱
تگ ها :

 

برای تذکر به دوست جوانم:

دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست اسراف محبت است.

دکتر شریعتی

  
نویسنده : شیث ; ساعت ۱۱:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/٦
تگ ها :

دوست

امروز عصر بالاخره ملاقاتی که چندین روز منتظرش بودیم- من و دوست عزیز- اتفاق افتاد. خیلی خوب بود. بعد از مدتها، چند ساعتی اساسی گپ زدیم. اگر به بهانه ملاقات فکر نکنم شیرینی ملاقات بیشتر میشه. چون او هم هفته‌ی بعد عازمه. بعد از رسیدن به خونه در حالیکه که داشتم براش اس ام اس می‌زدم، اس ام اسی رسید. فرستادم و بعد خوندم که آخرش گفته بود: مرسی برای دوستیت. جالب بود من هم آخر اس ام اس ام گفته بودم: مرسی برای خوبیهات!  از اونجا که آدم رو راستیه، چسبید اساسی! البته به نظر من، او برای من خیلی خیلی دوست بهتریه تا من برای او.

حالا دستها رو بالا می‌آریم و دعا می کنیم که خداوند از این دوستان نصیب همگان بنماید! و چنین دوستانی را یاری نماید تا به همه آرزوها و اهداف ریز و درشت و دور و نزدیک در زندگی برسند. می‌تونید به دلیل ابهام در کلمه "چنین" آمین نگید ولی ضرر می‌کنید. از ما گفتن بود!

  
نویسنده : شیث ; ساعت ۱٠:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/٥
تگ ها :

پیشنهاد

اسم آهنگ را نمی‌دانم اما شعرش را با صدای حسام الدین سراج دوست دارم و پیشنهاد می‌کنم بیابید و بشنوید این شعر را با آن صدا:

می‌سوزم از عشقت بگو دیگر چه می‌خواهی؟

زین کشته بی‌آرزو دیگر چه می‌خواهی؟

در جان من دیگر نماند آن شور و سرمستی

خالی ز می گشتم سبو دیگر چه می‌خواهی؟

من غرقه‌ی موج غمم ساحل نمی‌دانم

گم گشته‌ی کوی توام منزل نمی‌دانم

افسانه‌ی هستی مگو نقشی بود بر آب

از من نشان دل مجو من دل نمی‌دانم

ویرانگر دلهای ما!  ای خانه‌ات آباد

خاکستر جانهای ما خوش می‌دهی بر باد

ای در سر دلدادگان سودای تو

ای جمله‌ی هستی همه  شیدای تو

بازیچه‌ام این سو و آن سو می‌روم

در بازی پیدا و نا پیدای تو

گشتم فنا اکنون بگو دیگر چه می‌خواهی؟

زین کشته‌ی بی آرزو دیگر چه می‌خواهی؟

  
نویسنده : شیث ; ساعت ٥:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۳
تگ ها :