اعترافات يك دانشجوي سابق

مدتهاست اینجا تعطیله. الان هم خیلی حس و حال در و گهر سفتن نداریم. اما گفتم چیزی بنویسم تا دوستان گمان نکنند به ملکوت اعلی پیوسته ایم.

بعد از دفاع پایان نامه ارشد استاد عزیز ما اصرار داشتند که کد برنامه پروژه ام رو بهشون بدم. با وجود اینکه هر بار نمی دونستند چطور باید برنامه رو اجرا کنند و من براشون توضیح می دادم. چند بار کد ناقص رو ازم گرفته بودند اما کد نهایی شده رو نداده بودم. دلیل داشتم. روز دفاعم یک آدم عجیب که خیلی شبیه آدمای سایت بود (البته بعدها این تشابه رو کشف کردم) در جلسه دفاع من حاضر شد. نسخه پایان نامه ای رو که به استاد داده بودم همراه آورده بود!!! تا آخر دفاع نشست و بعد هم تبریک گفت و رفت. نسخه رو جلوی خودم به استاد تحویل داد.  استاد عزیز ما هم نسخه رو به من برگردوند که اصلاحات لازم رو توش اعمال کنم و اونجا بود که من فهمیدم اون نسخه برگشته کپی اون چیزیه که به استاد داده بودم!!!! چون توی یکی از صفحات با خودکار زیر یک مطلب خط کشیده بودند اما اثر خودکار رو اون صفحه نبود و کاملا معلوم بود که کپیه!!! بعد این کشف بقیه صفحات رو بررسی کردم. مقایسه با سایر نسخ موجود نشون داد که بلـــــــه نسخه برگشته کپیه!!!! خلاصه کلی حدس و اینا زدم و چون شنیده بودم بعضی اساتید پایان نامه های بچه ها رو برای پروژه ها و کارهای خودشون بدون اطلاع دانشجو استفاده می کنند تصمیم گرفتم کد رو به استاد ندم(حداقل کاری که می تونستم بکنم!). استاد به شدت اصرار می کردند و من همش تو فکر بودم چی کار کنم؟ آخرش راه حل رو پیدا کردم. تو برنامه چند هزار خطی ام چند خط اضافه کردم. کار اون چند خط این بود که تاریخ روز رو چک کنند و اگر از تاریخ اون روز که تغییر کد رو داده بودم (که می شد دیروز دیدار با استاد) یک هفته گذشته بود برنامه یک پیغام خطای الکی بده که فلان چیز رو چک کنید و خلاصه چند تا خطای سر کاری و بعد هم برنامه خطا می داد و بسته می شد. از این کار خیلی کیف کرده بودم. اينجوري كار امضا گرفتنم انجام مي شد چون هر بار كه كد رو مي دادم بايد اجرا هم مي كردم كه مطمئن بشند مشكلي نيست. برنامه رو تغییر دادم. فایل رو اجرايي كردم و با خودم بردم. اون روز كه روز گرفتن آخرين امضاها بود استاد خيلي گرفتار بودند و تنها روزي بود كه سراغ كد رو نگرفتند. بدون هيچ مشكلي كارهام انجام شد و  برنامه رو هم بهشون ندادم و اومدم!!!! از يه جهت حيف شد! 

الان كه بعد چند سال مي خوام برنامه رو اجرا كنم تا اطالاعات يك فلر واقعي رو وارد كنم و خروجي رو ببينم برنامه اجرا نميشه!!!! كد برنامه رو هم نمي دونم كجا ريختم؟!!!! البته خطايي كه باعث اجرا نشدن برنامه ميشه اوني نيست كه من در نظر گرفته بودم!

  
نویسنده : شیث ; ساعت ٦:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٩/٢۳
تگ ها :

شادشنبه

در کتاب ادبیات چندم دبیرستان حکایتی بود از پادشاهی که کنار دریا نشسته بود و درج جواهر در پیش نهاده بود. از جواهرها داخل آب می انداخت و می گفت :<اعجبنی القلپ>

مثل ما هم یه همچین داستانی شده. از شنبه می شمریم تا دوشنبه که هفته نصف بشه یا به تعبیر دقیقتر کمرش بشکنه بعد هم  می افته تو سرازیری. شرکت محترم هم که عوض یک ربع اضافه تر بودن ساعت کار در چهار روز دیگه‌ي هفته چهارشنبه ها یک ساعت زودتر تعطیل می شه. با پایان ساعت اداری سه شنبه کم کم شادترین روز هفته از راه می رسه.  به همین دلیل در شرکت محترم چهارشبه رو به اسم شاد شنبه هم می خوانند و چه نـــــــــام با مسمایی!!

و چقدر ما عاشق کارمون هستیم!!!

  
نویسنده : شیث ; ساعت ٥:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٩/٧
تگ ها :