سوال

یک سوال از وزارت فخیمه علوم و آگاهان:

چرا قیمت خرید سنوات ترم پاییز سال تحصیلی ۸۲-۸۱ با ترم های بعد چنین تفاوت فاحشی دارد؟

نسبت:۵۰۰۰۰(تومان) به  ۲۱۶۰۰۰(تومان)

هدف جلوگیری از فرار مغزهاست؟!!!!

پی نوشت: این ارقام برای رشته های فنی مهندسی در مقطع کارشناسی ارشد است.

  
نویسنده : شیث ; ساعت ٦:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۸/٢۸
تگ ها :

 

یکی از کارهایی(؟) که توی این مملکت میشه به نظرم خیلی بده. آدمهای زیادی چیزهایی رو که یک چورایی مال خیلیهاست خاص می کنند که یه جورایی آزار دهنده است. یه احساس خوب بودن و گل بودن و اینا. مثلا خیلیها(در برنامه های رادیو تلویزیون به طور خاص)در تبریک عید فطر می گن به تمام مسلمانان مخصوصا شیعیان تبریک می گیم. اینکه شیعه با سنی چه فرقی داره چه ربطی داره که ما عید مشترکمون را اینطور تبریک بگیم؟ شاید مشکل در این باشه که ما وقتی جز یه گروه میشیم که به نظرمون بهتره (شنیدیم اصولا) فکر می کنیم لزوما بهتر هم هستیم اما تجربیات نشون داده اند که انسانیت خیلی از آدمهایی که شیعه نیستند از خیلی از شیعه ها بیشتره. اما من شخصا با یک جمله از این نوع موافقم:خدا همه مرضای اسلام رو شفا بده. خب خیلی از مرضای اسلام (شیعیان ایرانی که خودمون هم جرئشون هستیم) بیماریهاشون جسمی نیست روحی یه. واقعا جا داره در این مورد به طور خاص دعا کنیم چون ضرورتش بالاست.

  

نویسنده : شیث ; ساعت ٧:٠۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۸/۱۸
تگ ها :

دلخوری الکی

این پست را حذف کردم چون بودنش هم حس و حالم را بهتر نکرد. احتمالا نبودنش بهتر است.

  
نویسنده : شیث ; ساعت ٥:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۸/٩
تگ ها :

ادای احترام

درگذشت قیصر امین پور خبر خیلی بدی بود. خدا رحمتش کند. در دورانی که در اولین محل کارم روزگار سختی رو می گذروندیم شعرهای ایشون خیلی به من و دوست خوبم کمک کرد. چند تا از شعرهاشون رو که در بهبود حس و حالمون تاثیر زیادی داشت نوشته بودیم و زیر شیشه میزهامون گذاشته بودیم. یکی ار اون شعرها این بود:

من به چشمهای بی قرار تو قول می دهم

ریشه های ما به آب

ساقه های ما به آفتاب می رسد

ما دوباره سبز می شویم

روحش شاد

  
نویسنده : شیث ; ساعت ٧:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۸/۸
تگ ها :

رفتار جالب

همکار محترم خاطره تعریف می‌کرد. خودش و خانواده محترم آدمهای خیلی شادی هستند. معتقدند باید تا جایی که می‌شود خوش بود(البته نه هر نوع خوشی)

میهمان مادربزرگش بوده اند. بعد از چند ساعت شلوغ کردن همسایه بالایی شاکی شده. زنگ زده که چرا سر و صدا زیاد است؟ جواب گرفته دسته جمعی گل یا پوچ بازی می کنیم(حدود سی نفر آدم بزرگ).

جواب همسایه این بوده :حوصله ما سر رفته. می‌شود ما هم با شما همراه شویم؟!!!

من اگر بودم رفتار دیگری می‌داشتم. انصافا جالب بود!!!

پی نوشت : همسایه نامبرده یک نسبت خانوادگی دور با میزبان و میهمانها هم داشته.

  
نویسنده : شیث ; ساعت ٦:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۸/٧
تگ ها :