سوال فلسفی

نظام هستي خيلي پيچيده است. از بين همه چيزهايي كه درك نمي كنم اين موضوع الان در ذهنم خيلي پر رنگ است: چرا بعضي وقتها در حق كسي خوبي(لطف) مي كني به جاي احساس خوبي انجام كار نيك احساس بد و غم توي دلت مي آيد؟ نيت و عمل كه درستند. اشكال از دريافت كننده است؟ چه بايد كرد؟

 

  
نویسنده : شیث ; ساعت ٩:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٧/۳٠
تگ ها :

 

این بیت(؟) امروز از صبح توی سرم افتاده بود(همینطوری):

اگر مراد تو این است

بی مرادی من

تفاوتی نکند

چون مراد یار من است

  
نویسنده : شیث ; ساعت ۱۱:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٧/٢٦
تگ ها :

اطلاعيه

دوستان و عزيزان خوب و همراه! من شخصا از همه‌ي شما تلاشگران عرصه دعا و خيرخواهي تشكر و قدر داني مي‌كنم. جا داره به اطلاعتون برسونم كه ما بعد عمري نمره تافلمون رو گرفتيم. خدا به آبرومون رحم كرد و بالاي ششصد شد البته اون كه انتظار داشتيم نبود اما بنا بر قانون كاچي به از هيچي تصميم گرفتيم به همين نمره اكتفا كنيم و صندلي يك داوطلب رو كه مي‌تونه در دوره‌هاي معدود باقيمانده تافل كاغذي شركت كنه اشغال نكنيم تا براي ديگران هم چنين فرصتي فراهم بشه. جي آر اي نزديكه لطفا سجاده هاتون رو جمع نكنين كه اوضاع بسي خراب است.

  
نویسنده : شیث ; ساعت ۸:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٧/۱٤
تگ ها :

انتقال تجربه

براي آزاد كردن ليسانسم رفتم. گواهي هاي كارم رو تحويل كارمند خوش برخورد مربوطه كه جز نوادر شريف بودند دادم. نگاهي كردند و گفتند چقدر كار عوض كردي؟ توي فرمي كه بايد پر مي‌كردم هم همه‌ي سوابق كاريم جا نشد و مجبور شدم زيرش اضافه كنم. تازه از اونجايي كه اشتغال حين تحصيل حساب نيست يك چيزي هم دستي دادم. داشتم فرم‌ها رو پر مي‌كردم كه كارمند خوش اخلاق منو صدا كردند و پرسيدند همه گواهيهاي اشتغالت همينه؟ عرض كردم بله گفتند پس از تاريخ فلان تا فلان كجا مشغول بودي؟(شش ماهي كه پارسال كنج عزلت گزيده بودم) خنديدم و گفتم هيچ جا خونه بودم. خيلي تعجب كردند. بعد گفتند از تاريخ فلان تا فلان كه نوشتي ساعتي كجا تمام وقت بودي؟ باز هم گفتم هيچ جا! باز هم تعجب كردند. انگار با سوابق كاري پر و پيمان ما جور در نمي‌‌اومد كه وسطش بريم براي خودمان خوش بگذرونيم! بعد گفتند چرا اينقدر دير اومدي؟ اگر زودتر مي‌اومدي سابقه كارت براي مدرك ارشدت حساب مي‌شد اما حالا از امروز برات حسابه. اين حرف كاملا منطقي بود چون اصولا هزينه خريد كل مدرك كارشناسي حدود نصف ارشد براي ورودي ماست. اين قانون تقريبا قابل بسطه. پس اگر قصد خريد مدركتون رو داريد براي مقطع اول زودتر اقدام كنيد چرا كه آزادی مدرك مقطع بالاتر بدون آزادي مدرك مقطع قبلي ممكن نيست.

  

نویسنده : شیث ; ساعت ۸:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٧/۱٤
تگ ها :

عامل موثر در بازده آموزشی

براي اولين بار در عمرمان رفته بوديم كلاس خصوصي زبان(پارسال پيارسال). استاد معظم در بدو ورود بعد از حال و احوال خواستند هر كدام از ما چهار نفر ضمن معرفي خود وضعيت تاهلش را هم بگويد. كلي متعجب شديم اما به روي مبارك نياورديم. دو نفر مجرد و دو نفر متاهل بودند. استاد عزيز از متاهلها پرسيدند كه آيا زندگي مستقلشان را شروع كرده اند يا نه؟ ما هم متعجب مانده بوديم و در دل استاد را به خاطر كنجكاوي بي دليل محكوم مي كرديم. بعد از اين حرفها فرمودند متاهل و مجرد هر دو خيلي خوبند! ما هم اين شكلي. بعد توضيح دادند كساني كه نامزد دارند مايه دردسرند! مجردها و متاهلها ثبات دارند و بازده شان بالاتر است اما كار كردن با نيمه متاهل ها سخت است چرا كه اصولا حواسشان جمع درس و كلاس نيست. البته منظور ايشان مسايل مادي و حساب و كتابهاي مربوط به زندگي آينده بود(اينطور گفتند). گفتند که اصولا این سوال را می‌پرسند و هشدارهای لازم را به نیمه متاهلهای حاضر می‌دهند!!!

  
نویسنده : شیث ; ساعت ۸:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٧/۱٤
تگ ها :

 

از بس ننوشتم حسم خراب شد. كلي دلم براي نوشتن در اينجا تنگ شده بود! علت ننوشتن ما هم دچار مشكل شدن كامپيوتر منزل در اثر نوسان برق بود. حالا يك كامپيوتر كمكي رسيده تا ما از بي كامپيوتري بيرون بياييم.

ذهنم نظم ندارد اگر چه در حالت عادي هم چندان منظم نيست اما حالا بي نظمتر است. در اين مدت ننوشتن كلي حرف براي نوشتن داشتم و حالا حسش نيست اما سعي مي كنم براي ثبت وقايع هم شده بنويسم(در آينده).

 

  
نویسنده : شیث ; ساعت ٦:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٧/۳
تگ ها :