شركت غيرفعال

وقتي دوره كارشناسي به پايان رسيد. بعضي دوستان به كار مشغول شدند و بعضي سراغ ادامه تحصيل رفتند. بعضيها هم شركتهايي رو به ثبت رسوندند كه اگر شد در آينده مدير عامل و اينها بشند.  بعد درگير درس و زندگي شدند و حتي اسم شركت ثبت شده‌شون رو هم فراموش كردند! از اين ماجراها چند سال گذشته. چند روز پيش مامور ماليات به درب منزل يكي از همين مؤسسين مراجعه كرده و دفاتر و حسابهاشون رو خواسته !! البته بعد از شنيدن صحبتهاي دوست ما  يك سري راهنمايي كرده كه براي نپرداختن ماليات مربوطه و ساير هزينه‌هاي شركتهاي فعال چه بكنند؟  

  
نویسنده : شیث ; ساعت ۱٢:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱/۳۱
تگ ها :

تغييرات شيث را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟

احساس مي‌كنم تو وبلاگ نويسي تغييراتي كرده‌ام!(علاوه بر ساير امور) مدتهاست تعداد خواننده و اين چيزها واسه‌ام مهم نيست. البته اعتراف هم مي‌كنم كه اينجا هيچ وقت همچين رونقي هم نداشته ولي خب حتي نسبت به اوايل هم تعداد مراجعات كمتره. حالا ديگه بيشتر واسه دل خودم مي‌نويسم. يه زماني چيزايي رو مي‌نوشتم كه واسه خودم جالب بود و فكر مي‌كردم ممكنه واسه ديگران هم جالب يا تأمل برانگيز باشه. يعني يه جورايي يه رسالتي تو وبلاگ نوشتنم حس مي‌كردم كه الان ديگه اونقدرها حسش نمي‌كنم. برداشت من از تغييرات خودم اينه كه آدما كه بنده يك نمونه‌شِون هستم هر چي پيرتر مي‌شند خود خواه تر مي‌شند. يك نوع خود خواهي خاص كه تشخيصش واسه ناظراي بيروني آسون نيست اما وجود داره. شايد به نظر بعضيا من عاقلتر يا منصفتر شده باشم!!! يا مثلا مهربونتر اما همه اينا از همون خود خواهيه نشأت مي‌گيره. نمي‌دونم منظورم رو درست رسوندم يا نه؟ هر كاري كه مي‌كنيم بيشتر به خاطر خودمونه. شايد چون بيشتر مي‌فهميم كه اثر هر كاري مستقيم به خودمون برمي‌گرده و زياد فرصت اشتباه كردن(تكرار اشتباهات واضح) رو نداريم. البته اين وسطه يه دليل مهم ديگه هم وجود داره؛ خواننده‌هاي ثابت و وفادار اينجا همگي دير به دير وبلاگهاشون رو به روز مي‌كنند و صد البته ديگه در تعامل مداوم با هيچ كدوم نيستم(البته هزار تا  متأسفانه) ديگه اينجا خيلي شخصي شده. البته سعي مي‌كنم زياد اينطور نباشه ولي يه جور خاصي شده. مگه نه؟ با اين وجود، ديدن كامنت يا ايميل دوستان به خصوص وقتي از غيبت آدم نگران مي‌ِشند خيلي لذت بخش و شاد كننده‌است. اونقدر كه هوس مي‌كني هي الكي دير به دير بنويسي كه نگرانت بشند. اما خب نميشه ديگه چون اونجوري ميشه تو مايه‌هاي چوپان دروغگو و ديگه كسي نگران آدم نميشه. در هر حال اگر كسي خواست ما رو خوشحال كنه نظرش رو در مورد تغييراتي كه عرض كردم ذكر كنه. (الكي موقع نوشتن اين پست دلم گرفته بود يعني بي‌دليل دلتنگ دوستان غايب از نظر شدم). شاد باشيد!

  
نویسنده : شیث ; ساعت ٧:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱/۱۸
تگ ها :

خبر داغ

در جريان يك اس ام اس بازي به مناسبت حلول سال نو مطلع شديم كه اي تي اس عزيز از تغيير رويه در امتحان جي آر اي از تاريخ اول سپتامبر منصرف شده است. مراجعه اينجانب به سايت اين مركز هم خبر دريافتي را تأييد كرد. خبر منتشر شده بسيار داغ و تنوري است. تاريخ انتشار دوم اپريل بود(امروز سوم اپريل است). پس ما در اينجا مراتب شادي خود را از اين امر اعلام مي نماييم و به افتخار اي تي اس عزيز هورا مي كشيم!!! اگر مي‌شد اين تافل را هم دوباره كاغذي كنند خيلي بيشتر هورا می‌كشيديم.  شکر خدا گويا يکبار هم شده آسمان به ما که رسيد نتپيد! خداوند اين نوروز و دوستان حاضر در صحنه را  براي ما نگه دارد.

  
نویسنده : شیث ; ساعت ٦:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱/۱٤
تگ ها :

سال نو

با كلي تأخير عرض مي كنم سال نو مبارك!  به قول شاعر

     اي وطن هر روز تو نوروز باد                         هموطن نوروز تو پيروز باد

سال 85 براي من سال خيلي خوبي بود. مثل يك ماه رمضون طولاني. تو اين سال اتفاقات خيلي خوبي افتاد. اگه بخوام به رسم متداول سالهاي اخير كه واسه سالهاي خورشيدي نامگذاري مي‌كنند منم اسم بگذارم؛ سال 85 براي من، سال « من و خدا، خدا و من» بود. اينقدر خوب بود كه از رفتنش كمي دلگرفته بودم! سال 86 هم به نظرم « سال تصميمها و وقايع سرنوشت ساز» ه.

تو يكي از پيامهاي تبريكي كه اومده بود نوشته شده بود؛ اميدوارم  سال خوبي براي خودتون بسازيد. من هم همين آرزو رو براي دوستان مي‌كنم. البته در كنار آرزوي شادي و سلامتي و خير و هر چه خوبي كه هست.

تو سال 86 تصميم دارم:

بيشتر هديه بدم و به ديگران(كساني كه دوستشون دارم) محبتم رو ابراز كنم. در واقع قدرداني خودم رو نسبت به محبت بي‌دريغ اين همه سال

بيشتر سعي كنم گذشت كنم

كار مقالات علمي رو تموم كنم كه در اين راستا بالاخره در آخرين روزهاي سال كهنه ويرايش جديد مقاله رو براي استاد محترم فرستادم.

سعي كنم در كارم پيشرفت قابل قبولي(براي خودم) داشته باشم.

كار رفتن رو يكسره كنم.

كمتر خودخواه باشم كه در واقع يه جور گذشت كردنه!

زياد ياد بگيرم(در هر زمينه‌اي)

....

اينا بخشی از اهم تصميمها بودند که الان يادمه. اگر خواستيد آخر سال ما رو نقد بفرماييد كه چقدر در اين امور موفق بوديم. استقبال مي‌كنيم.

  

نویسنده : شیث ; ساعت ۱۱:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱/٩
تگ ها :