بنابر اخبار واصله: طبقه اول شرکت سابق اجاره داده شد!!

متاسفم که کم می نویسم. کشف کرده ام! نسبت به گذشته که بیشتر می نوشتم در انتخاب مطالب برای نوشتن در اینجا وسواس بیشتری به خرج می دم و گرنه سوژه وجود داره. ایشالا با یه کم تلاش درست میشه.

این درسته که امتحان جی مت اصلی(نمی تونم اینجا انگلیسی تایپ کنم! نمی دونم چرا؟ واسه همین فارسی نوشتم) از ایرانیا گرفته نمیشه؟ این حرف رو هم اون یکی استاد این زبان آموز گفتند. جواب چراش رو هم نداندن

  

نویسنده : شیث ; ساعت ۱٠:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٦/٢٧
تگ ها :

 

غم مخور ايام هجران رو به پايان مي رود

اين خماري از سر ما ميگساران مي رود

پرده را از روي ماه خويش بالا مي زند

غمزه را سر مي دهد غم از دل و جان مي رود

بلبل اندر شاخسار گل هويدا مي شود

زاغ با صد شرمساري از گلستان مي رود

محفل از نور رخ او نور افشان می شود

هر چه غیر از ذکر یار از یاد رندان می رود

ابرها از نور خورشید رخش پنهان شوند

پرده از رخسار آن سرو خرامان می رود

وعده دیدار نزدیک است یاران مژده باد

روز وصلش می رسد ایام هجران می رود 

                                             شاعر: امام خميني  

 

  
نویسنده : شیث ; ساعت ٦:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٦/۱٦
تگ ها :


عيار

استاد عزيز ما امر فرمودند معني كلمه Hierophant را در ديكشنري هامان ببينيم. ديديم و نبود! پس در پاسخ تعجب ما فرمودند «اگر اين كلمه در ديكشنري اي وجود داشت عيارش بالاست ». Hierophant به معني مفسر علوم ديني است. Babylon و Webster اين لغت را دارند؛ اما  بسياري از ديكشنري ها از جمله Oxford Advanced Learners  ندارندش!

  

نویسنده : شیث ; ساعت ٤:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٦/۱٠
تگ ها :

سوال و جواب

بعضي سوالات و حرفها گاهي اوقات آزارم ميده. مثلا سوال پرسيده شده براي بار  چندم: حوصله ات سر نميره تو خونه اي؟ حالا وقتت رو چيكار مي كني؟یا: بهتر نبود بازم ادامه میدادی تا یه کار جدید پیدا کنی و اینجوری بیگدار به آب نمی زدی؟

اين جملات در اواخر داستان دخمه (ژوزه ساراماگو) زماني كه شخصيتهاي داستان تصميم مي گيرند شرایط موجود رو تغییر بدن و کار و خونه زندگی مرتب رو رها کنند‍؛ برند و خودشون رو در برابر يك آينده مبهم قرار بدن در جواب تعجب یک بیننده، توسط یه ناظر دیگه گفته شده:

« ... من فكر مي كنم موقعيتهايي در زندگي پيش مي آيد كه انسان بايد سكان زندگي خود را به دست جريان سرنوشت بسپارد. درست مثل اينكه قدرت مقابله در برابر امواج آن را ندارد. در اين صورت ممكن است خيلي زود متوجه شود كه جريان آب رودخانه به نفع او بوده است. اين موقعيت را تنها خود او درك مي كند. ممكن است شخص ديگري صحنه را ببيند و فكر كند كه كشتي در حال غرق شدن است، غافل از اينكه هرگز آن كشتي چنين ناخداي استوار و محكمي نداشته است.»

من با نويسنده داستان موافقم. امیدوارم دیگه از این سوالات نصیحت بار یا دارای بار از نوع دیگه نشنوم .

  

نویسنده : شیث ; ساعت ٥:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٦/۳
تگ ها :