اطلاع رساني: خدمت دوستان جاني بايد عرض كنم كه به خاطر حجم بالاي ايميلهاي مبادله شده بر روي شبكه داخلي شركت و اثرات نامطلوب اين پديده، بخش آي تي تصميم گرفته اند از 28 اسفند امسال ايميل ياهو را فيلتر كنند. يعني بعد از عيد ما نه ايميل ياهو مي‌گيريم نه مي‌توانيم به ياهو ايميل بفرستيم. پس لطفا به آدرس شركت ايميل ياهو نفرستيد (البته اقليتي كه اينكار را مي‌كردند منظور هستند) كه اگر چنين كنيد امكان پاسخگويي يا ملاحظه اش را نخواهم داشت. البته هنوز جيمیل فيلتر نيست.

كمك خواهي: در راستاي كمك به يك دوست از دوستان بنده، اگر سايتي سراغ داريد كه نمونه مقالات ارسالي براي پذيرش را در رشته هاي مهندسي(sample application essay) (تو مايه هاي مكانيك و اينها در مقطع ارشد) داشته باشد لطفا معرفي كنيد. يك در دنيا، صد در آخرت.

  
نویسنده : شیث ; ساعت ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱٢/٢٧
تگ ها :

خاك و انصاف

جلوي خانه ما يك فضاي باز خاكي است. قرار است در صد سال آينده چند خانه و باغ پايين تر از خانه ما را شهرداری تملك كند و يك خيابان پهن براي ترافيك سنگين آينده ايجاد كند. در اين امتداد فعلا چهار ساختمان اصلاح شده‌اند كه از اين چهار تا سه تايشان بلوكهاي يك مجتمع مسكوني هستند و چهارمي خانه ما. چند ماه پيش شهرداري چند كارگر فرستاد تا جدول بندي آينده را در محدوده همين چند ساختمان ايجاد كنند. نتيجه اين شد كه يك كنار گذر براي دسترسي ساختمانهاي فعلي و يك باند پهن در وسط ايجاد شد. ساكنان مجتمع به شهرداري اعتراض كرده بودند كه خاك اين محدوده مزاحم است. چند شب بعد (شب قبل از يلدا) بعد از نيمه شب، چندين كاميون و لودر و ... مقابل خانه ما مستقر شدند. اولين كاري هم كه كردند كندن درختاني بود كه همسايه قديمي ما (همسايه داخل ساختمان منظور است) كاشته بود. با كلي قال و قيل و گاز و سر و صدا، كاميون كاميون خاكها را بردند. خاكي كه بردند فقط خاك بود و درختان از ريشه درآمده. ذكر اين نكته ضروري است كه قبل از اين عمليات، زمين اين نقاط به دليل مرور زمان و ترددهاي صورت گرفته كوبيده شده بود و عملا خاك چنداني بلند نميشد كه با اين عمليات كلي خاك تازه ايجاد شد و چنان دست اندازهايي ساخته شد كه در بعضی موارد برای ماشينها مشکل ايجاد مي كرد! گذشت. پريروز باز لودر جلوي خانه بود و دست اندازهاي قبلي را تا حدودي صاف كرد. ديشب باز كلي سر و صدا بود. كاميونهاي شهرداري خاك آوردند و جلوي خانه ما و سه بلوك مجاور خالي كردند!!!!! خاك كه چه عرض كنم. مخلوط حدود 20% نخاله ريز و مابقي خاك. كپه هاي خاك در يك سمت كنار گذر دسترسي محلي ريخته شد و كاميونها رفتند. نزديك صبح باز صداي كاميون آمد. خواب آلوده از پنجره نگاه كردم و كاميوني را در حال تخليه بار ديدم. تاريك بود. تعجب كردم چون كپه جديدي در كنار آخرين كپه قبلي ريخته مي‌شد و البته كل مسير كنار گذر محلي را از يك سر مسدود مي‌كرد. صبح كه هوا رو شن شد؛ ديدم كاميون آخري نخاله ساختماني خالي كرده! خيلي تاسف برانگيز است. بار كاميون آخر قطعا متعلق به شهرداري نبود. انصاف هم خوب چيزي است. لابد راننده كاميون كلي پول از صاحب بار نخاله گرفته بوده‌اند. اميدوارم يك روزي يك آدمي مثل راننده آخرين كاميون، در تاريكي شب جلوي خانه‌شان نخاله كند تا هم منظره بدي ايجاد شود و هم در ترددشان مشكل بوجود بيايد.

  
نویسنده : شیث ; ساعت ٧:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱٢/٢٥
تگ ها :

دعا براي كنكوريها

اين روزها خيلي‌ها كنكور فوق ليسانس دارند. از دوستان و آشنايان ما هم چند نفري هستند. امروز براي دوستان كنكوري دعا مي‌كردم كه ديدم يك ليست بلند بالا شد. از بس همه چيز استاندارده. چه مي‌شود كرد؟!

-          جاشون خوب باشه(منظور موقعيت مكاني است)

-          نور كافي باشه(سالي كه ما فوق داديم زير زمين دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران بوديم كه هم تاريك بود و هم خفه)

-          سر و صداي محيطي مزاحم نباشه

-          صندلي سالم باشه

-          دماي هواي محل امتحان خوب باشه نه سرد و نه گرم(تافل تابستان كه من دادم به قدري سالن گرم بود كه همه به شدت عرق كرده بودند. آخر امتحان من حالت گرما زده پيدا كرده بودم و تا شب افتاده بودم. به همين دليل نمره‌ام كم شد!)

-          برق قطع نشه (سال سوم دبيرستان كه كنكور دانشگاه آزاد داديم وسط كنكور برق رفت و سالن خيلي كم نور شد. البته تا قبل از اتمام امتحان اومد!!)

-          وقت امتحان رعايت بشه(همون سالي كه ما فوق داديم برگه‌ها رو 10 دقيقه زودتر گرفتند البته سال قبلش هم كه درس نخونده امتحان داديم چند دقيقه اضافه دادند كه به كار ما نيومد)

-          ناظرها خوب باشند (بعضي ناظرها با هم حرف مي زنند كه حوصله شون سر نره. بعضي هم زل زل به ملت امتحان ده نگاه مي‌كنند)

-          تعداد سوالهاي غلط كم باشه

-          تشخيص سوالاي غلط آسون باشه و دوستان براشون زياد وقت نگذارند

-          سوالات زياد عجيب و غريب نباشه

-          بي‌دقتي نكنند و خوب امتحان بدند

 

  
نویسنده : شیث ; ساعت ٩:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱٢/۱٠
تگ ها :

دانشجوی فهميده

يكي از كارمندان دانشگاه تحصيلات تكميلي كشور (.T.M.U) با يكي از دوستان، از كارش، خوب و فهميده بودن دانشجويان و لذت بخش بودن كار با اين جوانان گفته بود. براي اثبات اين گفته هم چند مثال ذكر كرده بود كه يكي بسيار جالب بود؛ از يكي از دانشجويان دكترا پرسيده بودند« آيا اين مطلب كه اساتيد براي تدريس در مقطع دكترا ضعيف هستند درست است؟ و آيا اين موضوع آزار دهنده است؟» دانشجوي محترم كمي مكث كرده و فرموده بودند « اينكه بعضي اساتيد از سطح مورد نياز براي تدريس در اين مقطع و حتي مقطع كارشناسي پايينتر هستند و بعضي مطالب را غلط بيان ميكنند درست است؛ اما دانشجوها نقاط ضعف اساتيد را تشخيص ميدهند، بررسي ميكنند و مطلب درست را ياد مي‌گيرند. اصولا هم تشخيص اين اشتباهات كار چندان سختي نيست.» بعد دانشجوي محترم فرموده بودند ايشان به شخصه وقتي به اين موضوع فكر مي‌كنند مي‌بينند كه« تدريس اين اساتيد در اين مقطع بهتر از تدريس در كارشناسي است. چرا كه بچه هاي كارشناسي با احتمال كمتري متوجه اشتباه استاد مي‌شوند و محتمل است مطلب را غلط ياد بگيرند و از طرفي اگر متوجه اشتباه استاد شوند هم ممكن است استاد را آزار بدهند كه اين هم براي شأن استاد خوب نيست!» نگاه بسيار جالبي است.

  
نویسنده : شیث ; ساعت ٩:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱٢/۳
تگ ها :

افشاگري شيث عليه شيث

چند روز پيش(5شنبه گذشته) ديدم تو روزنامه نوشته بود؛ يك روزنامه نگار يا شايدم خبرنگار اروپايي از خودش شكايت كرده. چون از شكلاتهايي خورده كه مواد اوليه‌اش در مزارعي توليد شده‌اند كه در اونجا كودكان به كار اجباري گرفته شده بوده‌اند. ايشون اين موضوع رو نمي‌دونسته و حالا احساس گناه مي‌كنه و حاضره زندان هم بره. دادگاه گفته يك نفر نمي‌تونه عليه خودش شكايت كنه ولي ايشون كوتاه نيومده و پيگير قضيه است.اين موضوع باعث شد منم به اين فكر بيفتم عليه خودم افشاگري كنم. از بعد از اولين و آخرين ملاقات با استاد عزيز در خصوص مقاله معروف و تاريخي،‌ اين موضوع همچنان مسكوت مونده چرا كه اصلاحات من هنوز تموم نشده‌اند! البته اينكه سطح انگيزه‌ام براي انجام اين كار به شدت پايين اومده يك حقيقته اما دليل خوبي نيست.

واقعا چقدر در زنگي‌مون اينطوري برخورد مي‌كنيم؟! چطوري؟ غير منصفانه. مثل من در اين مورد! وقتي كوتاهي از استاد هست اينجا مي‌نويسم ولي وقتي خودم كوتاهي مي‌كنم حرفي نمي‌زنم. البته يك تفاوت هم هست؛ كوتاهي استاد آزار دهنده است براي من ولي قصور من با انجام كار براي استاد تفاوتي نداره! در هر حال البته ضررش براي منه. هر كس كه كوتاهي كنه!

  

نویسنده : شیث ; ساعت ٦:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱٢/۱
تگ ها :